گاهی دنیا تنگ است
جای من نیست در آن
وقتی شب ها همه خوابند من
چون قلندر بیدار
جای من نیست دگر
هر طرف می نگرم بوی سفر می آید
سفری دور و دراز
که در آن همسفری نیست به جز روح خودت
که کبود است از بازی این چرخ و فلک
گاهی دنیا تنگ است
جای من نیست در آن
سهم من از نفس داغ زمان
یک زمین سرد است
که در آن می کوبند
مهربانی ها را ..
گاهی دنیا تنگ است
جای من نیست در آن
کار من نیست نقاشی یک بخت سفید
که فقط نقاشی است
و دورغی است بزرگ
کار من نیست ... گاهی دنیا تنگ است
جای من نیست در آن
شعر از : رضا مافی
از کتاب
دلم برای خودم تنگ است
برچسبها: انتشارات نظری, دلم برای خودم تنگ است, رضا مافی, مافی, شعر
نوشته شده توسط رضا مافی در ساعت 21:42 | لینک
|
برچسب:
نویسنده: سینا حبیبی
تاريخ: پنجشنبه
4 آبان
1396 ساعت: 14:56